زبیگانی یف سیبولسکی
$ سیبولسکی، زبیگانی یف Cybulski, Zbigninew
بازیگر (1927، کنیاز اوکراین- شوروی/ اکنون اوکراین؛ 1967)
تحصیلاتش را در آکادمی بازرگانی و خبرنگاری کراکوف لهستان به پایان برد. از سال 1953 در لهستان روی صحنه می رفت. خیلی زود با یک نسل (نخستین از چهار فیلمش برای آندری وایدا) وارد سینما شد. با خاکسترها و الماس ها به شهرت جهانی دست پیدا کرد. در تلویزیون نیز فعالیت داشت. در یک سانحه ی قطار درگذشت. به یاد و در ستایش از خاطره ی فعالیت هایش وایدا، همه چیز برای فروشی (1967) را ساخت.
سیبولسکی به «جیمز دین لهستان» شهرت داشت. مشخصه ی او عدم وجود کوچک ترین اثری از اضطراب در ظاهرش بود، و طوری با نقش همانند سازی می کرد که به بدیهه پردازی می افتاد. در عین حال که منطق شخصیت ارائه شده را نیز حفظ می کرد. همیشه به نظر می رسید با شخصیتش ناآشناست، و به همین دلیل گاه به طور هم زمان صفت های متضادی (دلاوری و بزدلی، خود بزرگ بینی و میانه روی) در نقشش بروز می داد. این دوگانگی بیش از همه در خاکسترها و الماس ها، هویداست. بدین ترتیب سیبولسکی صفات قهرمان دو نسل را به تصویر کشید، و مورد توجه نسل جوان زمان نمایش فیلم و نیز نسلی قرار گرفت که جوانی اش را در سال های جنگ جهانی دوم گذرانده بود. او به خوبی نقش های درام، در نقش های کمیک (صلیب شجاعت، زندگی روزمره ی آنان و یک ایتالیایی در ورشو) نیز ظاهر می شد. درست پیش از مرگ در نظر داشت نخستین فیلمش را کارگردانی کند.
از فیلم ها:
1955- یک نسل (آ. وایدا)؛ 1956- راز چاه قدیمی (برستوفسکی)؛ 1957- هشتمین روز هفته (ا. فورد)؛ 1958- خاکسترها و الماس ها (آ. وایدا)؛ 1959- صلیب شجاعت (کوتس)، قطار شبانه (کاوالروویج)؛ 1960- خداحافظ تا فردا (مورگن استرن)(+ هف)، جادوگران معصوم (آ. وایدا)؛ 1961- جدا شدن ها (هاس)؛ 1962- عروسک (باراتیه)؛ 1963- سکوت (کوتس)، چگونه می توان محبوب شد (هاس)، زندگی روزمره ی آنان (اسکیبور- ریلسکی)، جنایت و دختر (ناسفتر)؛ 1964- عشق ورزیدن (دونر)، دست نوشته ساراگوسا (هاس)، یک ایتالیایی در ورشو (لنارتوویچ)؛ 1965- پنگوئین (استاوینسکی)، پرش (کونویکی)؛ 1966- قانون (هاس)، با تمام نیرو به جلو (لنارتوویچ)؛ 1967- بوویتا (مورگن استرن)، آدم کش نشانه ای باقی می گذار (اسکیبور- ریلسکی).
{{Fullname}} {{Creationdate}}
{{Body}}